تبليغاتX
اهواز خفن ترین شهر ایران زمین
سلام امیدوارم که مطالب قبل مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته باشه این بار با ۳ مورد فروش منزل اومدم که همون طور که اطلاع دارید در اهواز هستن:

۱.یک واحد آپارتمان ۱۰۴ متری طبقه ی ۴ عقب بدون پارکینگ واقع در گلستان خیابان کارگر شرقی  مجتمع پارس ۲ .

قیمت فروش هم متری ۷۰۰ هزار تومان تعیین شده

۲.یک واحد آپارتمان ۱۰۸ متری طبقه ی ۲ عقب بدون پارکینگ واقع در کوی سعدی خیابان شیراز شرقی مجتمع پارس ۳

قیمت فروش این هم متری ۷۵۰ است.

۳.این یکی یه مورد عالیه یه منزل ۲ طبقه دارای ۳ واحد که دو واحد بالا تجاری هستن که ۳۱۰ متر زیر بنا داره که ۱۵۵ متر بالا و ۱۵۵پایین داره. قیمت این مورد هم ۴۲۰ میلیون تومان است. 

هر سه تا مورد رو در مشاور املاک بوستان واقع در گلستان خیابان فروردین نبش بوستان

شماره ی تماس:۰۹۱۶۱۱۱۶۷۷۸

                      ۳۳۲۹۶۳۰ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 19:58  توسط ليلا ی اهواز | 

بی وفا ، انصافت کجاس ؟

تازگیا سفر می ری
جاهای پر خطر می ری
 بی سر صدا بدون من
 تا ساحل خزر می ری
 بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا امون می دی
گل شدی ، دس تکون می دی
یه جوری به غریبه ها
اداهاتو نشون می دی
 بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
 تازگیا ، دوری چقدر
سکت و مغروری چقد
چه کم باهام حرف می زنی
راس راسی مجبوری چقدر
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا طلا شدی
کم شدی ، کیمیا شدی
دیگه صدام نمی کنی
عین غریبه ها شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا باهان بدی
گفتی میام ، نیومدی
نگفته بودی انقدر
بازی با قلب و بلدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا سرده نگات
دیگه نمی لرزه صدات
برقی که دنبالش بودم
رفته دیگه از تو چشات
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا را نمی یای
سر قرارا نمی یای
زمستونا نیومدی
حالا بهارا نمی یای
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا کم شدی ، کم
یه عالمه دوری ازم
نمی شه پیدات بکنم
حتی واسه دوست دارم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا خیال کنم
باید ازت سوال کنم
خیال داشتن تو رو
تو رویاهام محال کنم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا ، کم می یارم
به جای بارون ، می بارم
یه جوری فرصت بده که
بگم چه قدر دسوت دارم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا چه ناز شدی
عجیبی ، عین راز شدی
شعر و ترانتم خوبه
کلی ترانه ساز شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا چه بی حواس
عاشق داری از چپ و راس
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا خیلی زیاد
همش تو رو یادم می یاد
می ترسم از فکرای تو
بلاهایی سرم بیاد
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا عجیب شدی
تنها که نه ، غریب شدی
به ما که می رسی یه کم
نجیب بودی ، نجیب شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا حرف شماس
همش می گی دست خداس
اما بذار بهت بگم
حسابت از همه جداس
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا تو سال نو
بدجور می میرم واسه تو
چون می دونی دوست دارم
ناز نکن از پیشم نرو
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
نامه رسید به آخرا
باید سپردت به خدا
فقط یه قولی بده که
دلت بمونه پیش ما
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
امضای نامه اولی
سرخه و خیلی مخملی
با عطر کلی گل سرخ
با چشم یه کم عسلی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
بمون که ثابت بکنی
حسابت از همه جداس


 

حکایت کف بین پیر

 یه روزی یه کف بین پیر نشست و فالمو گرفت
ت و هر چی گفته بود ، فک و خیالمو گرفت
بود و یه کم سیاه ، مهربونو ، خمیده پشت
 چه بوی اسپندی می داد ، چشاش نجیب بود و درشت
بهم نگاهی کرد و گفت ، فالتو می خوای بگیرم ؟
 گفتم بگیر ، بعدم بگو ، بگو چه وقتی می میرم ؟
گقت دخترم کف می بینم ، قهوه و فنجون ندارم
 نه بلدم ، نه دوس دارم اداشونو در بیارم
 گفتم بگو ، اینم دسام ، از روی چپ می گی یا راس
 خندید و گفت فرق نداره ، هر دستی که میل شماس
تو زندگیت سختی دیدی ، فالت چرا پر از غمه ؟
م توی اسمت می بینم ، درس می گم نه ، مریمه ؟
 یکی رو دوس داشتی که رفت ، مردا همه عین همن
خوبم توشون پیدا می شه ، اما خوبا خیلی کمن
 بچه بودی چند تا خطر گذشته از بیخ سرت
 خیال داری سفر بری ، خیره الهی سفرت
یکی دیگه تازگیا تو زندگیت پیدا شده
 زیاد بهش تکیه نکن ، دوست داره ولی بده
 دشمن چه قدر زیاد داری ، راستی مگه چه کاره ای ؟
 فک نکنم دارا باشی ، نمی بینم ستاره ای
 دو سه تا لکه می بینم ، دلت شکسته از کسی
 یکی ته قلبته که ، می خوای بهش زود برسی
 خدا رو از یاد نبری ، ایندتم پکه و نیم
 دو سه تا سد تو راهته ، دو تا بزرگ ، یکی کوچیک
یکی تو قوم وخویشتون یه کم مریضه ، مگه نه ؟
همون که اسیرشی ؟ واست عزیزه مگه نه ؟
 نگامو چیدم از نگاش ، با کلی غصه خندیدم
اصلن چی گفت و از کی گفت ، فالم چی بود ، نفهمیدم
 آدمای فالای من ، مثل خودش غریب بودن
یعنی که خطای دسم ، انقد کج و عجیب بودن ؟
 خیلی خجالت کشیدم ، غم از نگاش چکه می کرد
 گفتم چرا فال می گیری تو این هوای خیلی سرد
 چیه ، فالت درس نبود می خوای که مزدمو ندی
 نه هر چی گفتی راس بودش ، تو راه حلم بلدی ؟
بغض گلوشو آخر سر تو شهر چشماش ترکید
 گفت دخترم باور نکن ، هیچکسی فردارو ندید
 من یه غریبم و اسیر ، تو شهرتون در بهدرم
 دروغ می گم تا شبمو یه جور به فردا ببرم
منم یه بندم مث تو ، تقدیرامون دست خداس
 من کی باشم که بتونم ، بگم تو طالعت کجاس
گذشتم و نذاشتم اون بیشتر از این بهم بگه
اون ولی گفتش واسه فال نرو پیش کس دیگه
دیدم اونو که دوباره به یه کسی دیگه رسید
 بازم همون کف بینیا ، دوباره بغضش ترکید
 دنیای بی وفای ما از این کسا زیاد داره
 از زمین و از آسمون ، غریب و کولی می باره
از همه چی که بگذریم ، تمامشم دروغ نبود
شاید به خاطر همین ، سرش زیاد شلوغ نبود
سر اونا که راس می گن ، همیشه خیلی خلوته
 چه توی فال ، چه زندگی ، دنیا پر از خیانته
کف بین پیر هر چی که گفت دلم یه گوشه ای نوشت
تا ببینه حق با اونه یا بازیای سرنوشت
همه شبیه همشدیم ، فالامونم عین همه
 اما فقط اون از کجا دونست که اسمم مریمه ؟
 این که تموم شد و گذشت اما عجب کف بیمی بود
 ته دلش زلالتر از پیش گوییای چینی بود
دسام براش فرقی نداشت ، اون با دلش فالمو گفت
از بعضی حرفا بگذریم ، دروغ چرا ، راستشو گفت
دل و ببین که همه جا یه جور به دردت می خوره
 یکی باهاش فال می گیره ، یکی پولاشو می شمره
 خلاصه که دلای پک ، قسمت هر کس نمی شه
 دلای روشن و زلال مال غریباس همیشه
اینم یه قصه ی عجیب ، فالی که چیزی نمی خواست
 کف بینی با یه قلب صاف ، نه دست چپ نه دست راست


 

اگه تو از پیشم بری

اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم
هر چی گل شقایقه رو خک مجنون می ذارم
اگه تو از پیشم بری من خودم و گم می کنم
به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می کنم
اگه تو از پیشم بری دل رو به دریا می زنم
غرور خورشید و با برف آرزوها می شکنم
اگه تو از پیشم بری کار من آوارگیه
خلاصه شو واست بگم که آخر زندگیه
اگه بری شکایت تو رو به دریا میکنم
شقایقای عالم و من بی تو رسوا میکنم
اگه تو از پیشم بری زندگی خکستریه
فرداش یکی خبر می ده دلت پیش دیگریه
اگه تو از پیشم بری شمعدونیا دق میکنن
شکایت چشم تو رو به مررغ عاشق میکنن
اگه بری پرستوها از زندگیشون سیر میشن
آهوا توی دام صیادای پیر اسیر می شن
اگه بری دریا پر از اشک و نیاز ماهیاس
شبای شهرمون مثه چشمای عاشقت سیاس
اگه بری یه شب تو خواب دریا رو آتیش می زنم
نردبون آسمون و با هر چی نوره می شکنم
اگه بری پروانه ها شمعا رو خاموشن میکنن
قنریای قفسی دل و فراموش میکنن
اگه بری پلک گلا از غم عشق تو تره
یکی مثه من دلش از چشمای تو بی خبره
اگه تو از پیشم بری پنجرمون بسته میشه
یه دل با صد تا آرزو از زندگی خسته میشه
اگه بری مجنون دیگه از من و تو نمیگذره
نرو بذار ببینمت باز از کنار پنجره
اگه بری من می مونم با بازی های سرنوشت
که من رو تو دوزخ گذاشت ترو فرستاد به بهشت
اگه بری به آسمون شب شکایت میکنم
یه شب می شینم با خدا تا صبح خلوت میکنم
اگه بری پرنده ها بر نمی گردن به لونه
بی تو کدوم پرنده ای راه خودش رو می دونه
اگه تو از پشم بری تو ابرا غوغا میکنم
برای مردن گلا بهونه پیدا میکنم
اگه تو از پیشم بری یاسا ترک بر میدارن
شبنما رو گل رز مگه حتی طاقت میارن
اگه بری مردم منو به هم دیگه نشون می دن
می پرسن از همدیگه که چی راجع من شنیدن
اگه بری همه میگن عشق من و تو هوسه
بمون با هم نشون بدیم که عشق ما مقدسه
اگه بری می لرزه فرهاد و ستون بیستون
به خاطر اونم شده تو تا ابد پیشم بمون
اگه بری می گن دیدی این آخر و عاقبتش
ما هیچ کدوم و نمی خوایم نه رنج و ئنه محبتش
اگه بری نمی دونن شاید واست خوشبختیه
نمی دونن لذتت بعضی خوشیا تو سختیه
اگر چه وقتی تو بری دیگه من و نمی بینی
اگه بخوای هم می باید تا فصل محشر بشینی
اما تورو جوون خودت که از همه عزیزتری
با یک نگاهت منو تا اوون ور دنیا می بری
اگه میشه بری یه جا به آرزوهات برسی
یا که دور از چشمای من قلب تو دادی به کسی
برو منم با ید تو زندگی رو سر میکنم
گاهی به اشتیاق تو قلبم و پر پر میکنم
عیدا که شد عشق تو رو تو قلب هفت سین می چینم
با اینکه رفتی باز تو رو کنار هفت سین می بینم
غصه نخور دنیای ما سمبل بی وفاییه
هر چی من و تو می کشیم تقصیر آشناییه
راستی اگه بخوای بری این جوری طاقت می یارم
خودم باید دست تو رو دست غربت بذارم
 اگه بری دنبال تو میام تا اوج آسمون
اون وقت می بینم همه رو پس تو نرو پیشم بمون
دلت می خواد اگه یه روز بدون من می رفتی یه جا
دنبال مهربونیات آواره شم تو کوچه ها
اگه بری یه وقت می ای می بینی مریم نداری
اون وقت باید دسته گل و رو خک مریم بذاری
اگه بری بیدای مجنون و پریشون می کنم
سقف دل و بر سر آرزوها ویرون میکنم
 اگه بری اینجا یه دل بمون که صاحب اون مریمه
اگه بری دعای من بازم می یاد پشت سرت
من به فدای تو و عشق تو و فکر سفرت

 


 

غصه نخور مسافر

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم
از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم
فرقی نداره بی تو بهار مون با پاییز
نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز
غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست
اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست
غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت
فدای برق ناز اون چشمای قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری
من که خودم می دونم که تو چقدر صبوری
غصه نخور مسافر بازم می ای به زودی
ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
ز دل تو می دونم هیچ کس خبر نداره
 غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند
بهار تو بر می گردی چیزی نمنونده بخند
غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس
سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیس
غصه نخور مسافر تو خود آسمونی
در آرزوی روزی که بیای و بمونی


 

عشقی دوباره

 از اولین نگاه تو بودی در کنار من
با قلب من همیشه کمی راه آمدی
در راههای سخت عبورم ز زندگی
تا ساحل امید تو همراه آمدی
ای مهربانترین تپش قلب زندگی
ای قصه صبوری گل های عاطفه
ای امتداد اینه عشق تا ابد
ای معنی تولد زیبای عاطفه
زیباتر از تولد گلهای ارغوان
 آبی تر از شکفتن روح حقایقی
دستان تست سایه صدها گل غریب
تو شرح حال سوختن شمع عاشقی
یادم نمی رود که چه کردی برای من
گلدان آرزوی مرا آب داده ای
 در سایه روشنی که پر از عطر یاس بود
من را به روی ثانیه ها تاب داده ای
پرواز کن به کشور اینه های پک
شاید مرا ز برکه غم ها رها کنی
شاید مرا و عاطفه را آشتی دهی
دل را به نغمه های وفا آشنا کنی
ای شعر بی مثال نگاه و طلوع و عشق
رفتی و بی تو واژه احساس تیره شد
رفتی و چشم های من از کشور افق
 سوی غروب سرخ و غریب تو خیره شد
غربت حضور سکت امواج اشک هاست
رفتی و مانده خاطره هایت برای من
یادش به خیر چشم تو و آسمان عشق
با رفتنت شکست دل اشک های من
 روزی که چشم های تو از مرز دل گذشت
گم شد میان کلبه رویا بهار من
 دل ها فدای چشم پر از هجرت تو شد
پیوندهای آبی تو یادگار من
 گرچه گذشت سالی و دل ها ز غم شکست
در دل غم است تا تو بیایی ستاره ام
برگرد و عطر عاطفه را با خودت بیار
در انتظار رویش عشقی دوباره ام
ای اولین حکایت بی انتها ی عشق
رفتی و بی تو نام نجابت غریب شد
بی تو به وسعت عطش سرخ لاله ها
دل مرد و سرزمین شکفتن عجیب شد
رفتی و بی تو ترجمه تلخ زندگی
در جای جای شهر وجودم سروده شد
رفتی و بی تو دفتر کمرنگ یک غروب
در کوچه های آبی چشمم گشوده شد
پیش تو عشق هجی سبز بهار بود
با رفتنت بلور غزلهای من شکست
ای معنی طراوت باران عاطفه
 بی تو غمی غریب به شهر دلم نشست
در پاسخ سوال سراسر نیاز من
گفتی که چشم های مرا جا گذاشتی
بعد از عبور ساده خود مهربان چه زود
 دل را میان حادثه تنها گذاشتی
این بود پاسخ تپش قلب عاشقم
این بود پاسخ غزل سرخ انتظار
کردی دریغ از دل من یک نگاه را
این بود رسم مهر و وفای تو ای بهار
نورت چه شد ستاره من پرتوت کجاست
باور نمی کنم که تو از یاد برده ای
باور نمی کنم که پس از مدتی غروب
دل را به شهر آبی دیگر سپرده ای
رفتی و بغض کرد بدون تو شهر چشم
 بی تو غروب می کند از دیده ام بهار
تا آن زمان که بگذری از کوچه دلم
 ما غرق حسرتیم و هیاهو و انتظار

 


 

به یادت

تو با یک جرعه از دریای یادت
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک انعکاس نقره ای رنگ
تو چون یک هدیه فیروزه ای
رنگ مرا بر قایق رویا نشاندی
و با یک لطف یک لبخند ساده
مرا به سرزمین عشق خواند ی
تو دیار میان قلب ها را
به رسم آسمانی ها شکستی
چون حسی غریب و واژه های سرخ
میان دفتر روحم نشستی
 تو دریای ترین ترسیم یک موج
تو تنها جاده دل تا خدایی
تو مثل شوق یک کودک لطیفی
تو مثل عطر یک گلدان رهایی
تو مثل نغمه موزون باران
به روی اطلسی ها نازنینی
و تا وقتی روحم مال اینجاست
به روی صفحه دل می نشینی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 20:8  توسط ليلا ی اهواز | 

بی وفا ، انصافت کجاس ؟

تازگیا سفر می ری
جاهای پر خطر می ری
 بی سر صدا بدون من
 تا ساحل خزر می ری
 بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا امون می دی
گل شدی ، دس تکون می دی
یه جوری به غریبه ها
اداهاتو نشون می دی
 بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
 تازگیا ، دوری چقدر
سکت و مغروری چقد
چه کم باهام حرف می زنی
راس راسی مجبوری چقدر
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا طلا شدی
کم شدی ، کیمیا شدی
دیگه صدام نمی کنی
عین غریبه ها شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا باهان بدی
گفتی میام ، نیومدی
نگفته بودی انقدر
بازی با قلب و بلدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا سرده نگات
دیگه نمی لرزه صدات
برقی که دنبالش بودم
رفته دیگه از تو چشات
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا را نمی یای
سر قرارا نمی یای
زمستونا نیومدی
حالا بهارا نمی یای
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا کم شدی ، کم
یه عالمه دوری ازم
نمی شه پیدات بکنم
حتی واسه دوست دارم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا خیال کنم
باید ازت سوال کنم
خیال داشتن تو رو
تو رویاهام محال کنم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا ، کم می یارم
به جای بارون ، می بارم
یه جوری فرصت بده که
بگم چه قدر دسوت دارم
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا چه ناز شدی
عجیبی ، عین راز شدی
شعر و ترانتم خوبه
کلی ترانه ساز شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا چه بی حواس
عاشق داری از چپ و راس
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا خیلی زیاد
همش تو رو یادم می یاد
می ترسم از فکرای تو
بلاهایی سرم بیاد
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا عجیب شدی
تنها که نه ، غریب شدی
به ما که می رسی یه کم
نجیب بودی ، نجیب شدی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا حرف شماس
همش می گی دست خداس
اما بذار بهت بگم
حسابت از همه جداس
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگیا تو سال نو
بدجور می میرم واسه تو
چون می دونی دوست دارم
ناز نکن از پیشم نرو
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
نامه رسید به آخرا
باید سپردت به خدا
فقط یه قولی بده که
دلت بمونه پیش ما
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
امضای نامه اولی
سرخه و خیلی مخملی
با عطر کلی گل سرخ
با چشم یه کم عسلی
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
بمون که ثابت بکنی
حسابت از همه جداس


 

حکایت کف بین پیر

 یه روزی یه کف بین پیر نشست و فالمو گرفت
ت و هر چی گفته بود ، فک و خیالمو گرفت
بود و یه کم سیاه ، مهربونو ، خمیده پشت
 چه بوی اسپندی می داد ، چشاش نجیب بود و درشت
بهم نگاهی کرد و گفت ، فالتو می خوای بگیرم ؟
 گفتم بگیر ، بعدم بگو ، بگو چه وقتی می میرم ؟
گقت دخترم کف می بینم ، قهوه و فنجون ندارم
 نه بلدم ، نه دوس دارم اداشونو در بیارم
 گفتم بگو ، اینم دسام ، از روی چپ می گی یا راس
 خندید و گفت فرق نداره ، هر دستی که میل شماس
تو زندگیت سختی دیدی ، فالت چرا پر از غمه ؟
م توی اسمت می بینم ، درس می گم نه ، مریمه ؟
 یکی رو دوس داشتی که رفت ، مردا همه عین همن
خوبم توشون پیدا می شه ، اما خوبا خیلی کمن
 بچه بودی چند تا خطر گذشته از بیخ سرت
 خیال داری سفر بری ، خیره الهی سفرت
یکی دیگه تازگیا تو زندگیت پیدا شده
 زیاد بهش تکیه نکن ، دوست داره ولی بده
 دشمن چه قدر زیاد داری ، راستی مگه چه کاره ای ؟
 فک نکنم دارا باشی ، نمی بینم ستاره ای
 دو سه تا لکه می بینم ، دلت شکسته از کسی
 یکی ته قلبته که ، می خوای بهش زود برسی
 خدا رو از یاد نبری ، ایندتم پکه و نیم
 دو سه تا سد تو راهته ، دو تا بزرگ ، یکی کوچیک
یکی تو قوم وخویشتون یه کم مریضه ، مگه نه ؟
همون که اسیرشی ؟ واست عزیزه مگه نه ؟
 نگامو چیدم از نگاش ، با کلی غصه خندیدم
اصلن چی گفت و از کی گفت ، فالم چی بود ، نفهمیدم
 آدمای فالای من ، مثل خودش غریب بودن
یعنی که خطای دسم ، انقد کج و عجیب بودن ؟
 خیلی خجالت کشیدم ، غم از نگاش چکه می کرد
 گفتم چرا فال می گیری تو این هوای خیلی سرد
 چیه ، فالت درس نبود می خوای که مزدمو ندی
 نه هر چی گفتی راس بودش ، تو راه حلم بلدی ؟
بغض گلوشو آخر سر تو شهر چشماش ترکید
 گفت دخترم باور نکن ، هیچکسی فردارو ندید
 من یه غریبم و اسیر ، تو شهرتون در بهدرم
 دروغ می گم تا شبمو یه جور به فردا ببرم
منم یه بندم مث تو ، تقدیرامون دست خداس
 من کی باشم که بتونم ، بگم تو طالعت کجاس
گذشتم و نذاشتم اون بیشتر از این بهم بگه
اون ولی گفتش واسه فال نرو پیش کس دیگه
دیدم اونو که دوباره به یه کسی دیگه رسید
 بازم همون کف بینیا ، دوباره بغضش ترکید
 دنیای بی وفای ما از این کسا زیاد داره
 از زمین و از آسمون ، غریب و کولی می باره
از همه چی که بگذریم ، تمامشم دروغ نبود
شاید به خاطر همین ، سرش زیاد شلوغ نبود
سر اونا که راس می گن ، همیشه خیلی خلوته
 چه توی فال ، چه زندگی ، دنیا پر از خیانته
کف بین پیر هر چی که گفت دلم یه گوشه ای نوشت
تا ببینه حق با اونه یا بازیای سرنوشت
همه شبیه همشدیم ، فالامونم عین همه
 اما فقط اون از کجا دونست که اسمم مریمه ؟
 این که تموم شد و گذشت اما عجب کف بیمی بود
 ته دلش زلالتر از پیش گوییای چینی بود
دسام براش فرقی نداشت ، اون با دلش فالمو گفت
از بعضی حرفا بگذریم ، دروغ چرا ، راستشو گفت
دل و ببین که همه جا یه جور به دردت می خوره
 یکی باهاش فال می گیره ، یکی پولاشو می شمره
 خلاصه که دلای پک ، قسمت هر کس نمی شه
 دلای روشن و زلال مال غریباس همیشه
اینم یه قصه ی عجیب ، فالی که چیزی نمی خواست
 کف بینی با یه قلب صاف ، نه دست چپ نه دست راست


 

اگه تو از پیشم بری

اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم
هر چی گل شقایقه رو خک مجنون می ذارم
اگه تو از پیشم بری من خودم و گم می کنم
به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می کنم
اگه تو از پیشم بری دل رو به دریا می زنم
غرور خورشید و با برف آرزوها می شکنم
اگه تو از پیشم بری کار من آوارگیه
خلاصه شو واست بگم که آخر زندگیه
اگه بری شکایت تو رو به دریا میکنم
شقایقای عالم و من بی تو رسوا میکنم
اگه تو از پیشم بری زندگی خکستریه
فرداش یکی خبر می ده دلت پیش دیگریه
اگه تو از پیشم بری شمعدونیا دق میکنن
شکایت چشم تو رو به مررغ عاشق میکنن
اگه بری پرستوها از زندگیشون سیر میشن
آهوا توی دام صیادای پیر اسیر می شن
اگه بری دریا پر از اشک و نیاز ماهیاس
شبای شهرمون مثه چشمای عاشقت سیاس
اگه بری یه شب تو خواب دریا رو آتیش می زنم
نردبون آسمون و با هر چی نوره می شکنم
اگه بری پروانه ها شمعا رو خاموشن میکنن
قنریای قفسی دل و فراموش میکنن
اگه بری پلک گلا از غم عشق تو تره
یکی مثه من دلش از چشمای تو بی خبره
اگه تو از پیشم بری پنجرمون بسته میشه
یه دل با صد تا آرزو از زندگی خسته میشه
اگه بری مجنون دیگه از من و تو نمیگذره
نرو بذار ببینمت باز از کنار پنجره
اگه بری من می مونم با بازی های سرنوشت
که من رو تو دوزخ گذاشت ترو فرستاد به بهشت
اگه بری به آسمون شب شکایت میکنم
یه شب می شینم با خدا تا صبح خلوت میکنم
اگه بری پرنده ها بر نمی گردن به لونه
بی تو کدوم پرنده ای راه خودش رو می دونه
اگه تو از پشم بری تو ابرا غوغا میکنم
برای مردن گلا بهونه پیدا میکنم
اگه تو از پیشم بری یاسا ترک بر میدارن
شبنما رو گل رز مگه حتی طاقت میارن
اگه بری مردم منو به هم دیگه نشون می دن
می پرسن از همدیگه که چی راجع من شنیدن
اگه بری همه میگن عشق من و تو هوسه
بمون با هم نشون بدیم که عشق ما مقدسه
اگه بری می لرزه فرهاد و ستون بیستون
به خاطر اونم شده تو تا ابد پیشم بمون
اگه بری می گن دیدی این آخر و عاقبتش
ما هیچ کدوم و نمی خوایم نه رنج و ئنه محبتش
اگه بری نمی دونن شاید واست خوشبختیه
نمی دونن لذتت بعضی خوشیا تو سختیه
اگر چه وقتی تو بری دیگه من و نمی بینی
اگه بخوای هم می باید تا فصل محشر بشینی
اما تورو جوون خودت که از همه عزیزتری
با یک نگاهت منو تا اوون ور دنیا می بری
اگه میشه بری یه جا به آرزوهات برسی
یا که دور از چشمای من قلب تو دادی به کسی
برو منم با ید تو زندگی رو سر میکنم
گاهی به اشتیاق تو قلبم و پر پر میکنم
عیدا که شد عشق تو رو تو قلب هفت سین می چینم
با اینکه رفتی باز تو رو کنار هفت سین می بینم
غصه نخور دنیای ما سمبل بی وفاییه
هر چی من و تو می کشیم تقصیر آشناییه
راستی اگه بخوای بری این جوری طاقت می یارم
خودم باید دست تو رو دست غربت بذارم
 اگه بری دنبال تو میام تا اوج آسمون
اون وقت می بینم همه رو پس تو نرو پیشم بمون
دلت می خواد اگه یه روز بدون من می رفتی یه جا
دنبال مهربونیات آواره شم تو کوچه ها
اگه بری یه وقت می ای می بینی مریم نداری
اون وقت باید دسته گل و رو خک مریم بذاری
اگه بری بیدای مجنون و پریشون می کنم
سقف دل و بر سر آرزوها ویرون میکنم
 اگه بری اینجا یه دل بمون که صاحب اون مریمه
اگه بری دعای من بازم می یاد پشت سرت
من به فدای تو و عشق تو و فکر سفرت

 


 

غصه نخور مسافر

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم
از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم
فرقی نداره بی تو بهار مون با پاییز
نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز
غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست
اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست
غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت
فدای برق ناز اون چشمای قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری
من که خودم می دونم که تو چقدر صبوری
غصه نخور مسافر بازم می ای به زودی
ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
ز دل تو می دونم هیچ کس خبر نداره
 غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند
بهار تو بر می گردی چیزی نمنونده بخند
غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس
سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیس
غصه نخور مسافر تو خود آسمونی
در آرزوی روزی که بیای و بمونی


 

عشقی دوباره

 از اولین نگاه تو بودی در کنار من
با قلب من همیشه کمی راه آمدی
در راههای سخت عبورم ز زندگی
تا ساحل امید تو همراه آمدی
ای مهربانترین تپش قلب زندگی
ای قصه صبوری گل های عاطفه
ای امتداد اینه عشق تا ابد
ای معنی تولد زیبای عاطفه
زیباتر از تولد گلهای ارغوان
 آبی تر از شکفتن روح حقایقی
دستان تست سایه صدها گل غریب
تو شرح حال سوختن شمع عاشقی
یادم نمی رود که چه کردی برای من
گلدان آرزوی مرا آب داده ای
 در سایه روشنی که پر از عطر یاس بود
من را به روی ثانیه ها تاب داده ای
پرواز کن به کشور اینه های پک
شاید مرا ز برکه غم ها رها کنی
شاید مرا و عاطفه را آشتی دهی
دل را به نغمه های وفا آشنا کنی
ای شعر بی مثال نگاه و طلوع و عشق
رفتی و بی تو واژه احساس تیره شد
رفتی و چشم های من از کشور افق
 سوی غروب سرخ و غریب تو خیره شد
غربت حضور سکت امواج اشک هاست
رفتی و مانده خاطره هایت برای من
یادش به خیر چشم تو و آسمان عشق
با رفتنت شکست دل اشک های من
 روزی که چشم های تو از مرز دل گذشت
گم شد میان کلبه رویا بهار من
 دل ها فدای چشم پر از هجرت تو شد
پیوندهای آبی تو یادگار من
 گرچه گذشت سالی و دل ها ز غم شکست
در دل غم است تا تو بیایی ستاره ام
برگرد و عطر عاطفه را با خودت بیار
در انتظار رویش عشقی دوباره ام
ای اولین حکایت بی انتها ی عشق
رفتی و بی تو نام نجابت غریب شد
بی تو به وسعت عطش سرخ لاله ها
دل مرد و سرزمین شکفتن عجیب شد
رفتی و بی تو ترجمه تلخ زندگی
در جای جای شهر وجودم سروده شد
رفتی و بی تو دفتر کمرنگ یک غروب
در کوچه های آبی چشمم گشوده شد
پیش تو عشق هجی سبز بهار بود
با رفتنت بلور غزلهای من شکست
ای معنی طراوت باران عاطفه
 بی تو غمی غریب به شهر دلم نشست
در پاسخ سوال سراسر نیاز من
گفتی که چشم های مرا جا گذاشتی
بعد از عبور ساده خود مهربان چه زود
 دل را میان حادثه تنها گذاشتی
این بود پاسخ تپش قلب عاشقم
این بود پاسخ غزل سرخ انتظار
کردی دریغ از دل من یک نگاه را
این بود رسم مهر و وفای تو ای بهار
نورت چه شد ستاره من پرتوت کجاست
باور نمی کنم که تو از یاد برده ای
باور نمی کنم که پس از مدتی غروب
دل را به شهر آبی دیگر سپرده ای
رفتی و بغض کرد بدون تو شهر چشم
 بی تو غروب می کند از دیده ام بهار
تا آن زمان که بگذری از کوچه دلم
 ما غرق حسرتیم و هیاهو و انتظار

 


 

به یادت

تو با یک جرعه از دریای یادت
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک انعکاس نقره ای رنگ
تو چون یک هدیه فیروزه ای
رنگ مرا بر قایق رویا نشاندی
و با یک لطف یک لبخند ساده
مرا به سرزمین عشق خواند ی
تو دیار میان قلب ها را
به رسم آسمانی ها شکستی
چون حسی غریب و واژه های سرخ
میان دفتر روحم نشستی
 تو دریای ترین ترسیم یک موج
تو تنها جاده دل تا خدایی
تو مثل شوق یک کودک لطیفی
تو مثل عطر یک گلدان رهایی
تو مثل نغمه موزون باران
به روی اطلسی ها نازنینی
و تا وقتی روحم مال اینجاست
به روی صفحه دل می نشینی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 20:7  توسط ليلا ی اهواز | 
سلام دوستای خوبم من نمیدونم واقعا چجوری بابت این تاخیر چند ماهه ام ازتون معذرت خواهی کنم خیلی خیلی خیلی ببخشید نمیخوام فکر کنید که بکس اهواز بی معرفتن بخدا پیش اومد و بهتوم قول مردونه میدم که دیگه تکرار نمیشه اما خودمونیما از معرفت همتون خوشم اومد مخصوصا محمد خوبم که توو این مدت که نبودم فراموشم نکرده بود در عوض الان اشعار زیبای مریم حیدر زاده رو براتون آماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 19:58  توسط ليلا ی اهواز | 

مریم حیدرزاده


وقتی رفتم

یچکی از رفتن من غصه نخورد
 هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتیرفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی گریش نگرفت
اشکشو کسی نریخت پشت سرم
راستی که بی کسی درد بدیه
منم انگار همیشه تو سفرم
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من می خواس تلافی بکنه
پس چش هیچ کسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم ، نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلیم آفتابی بود
اگه شب می رفتم و خورشید نبود
آسمون خوب می دونم ، مهتابی بود
چشمی با رفتن من خیره نموند
به در و به آسمونو پنجره
می دونم ، خیلیا گفتن چیزی نیس
ماتم نداره ، بذار بره
 وقتی رفتم کسی اشکش نیومد
 نیمود هیچ جا صدای گریه ای
 توی این دنیای بد ، هیچکی نداشت
از سفر رفتن من ، گلایه ای
هیچ کسی نگاش برام ابری نشد
 زلزله ، هیچ دلی رو تکون نداد
 راس راسی ، واسه کسی مهم نبود
 نه که فک کنی بود و نشون نداد
 چهره ی هیچ کسی پژمرده نبود
 گلا اما همه پژمرده بودن
 کسایی که واسشون مهم بودم
 همه شاید یه جوری مرده بودن
 کی می رم کجا می رم ، میام یا نه
 کسی لااقل اینو سوال نکرد
 انگاری می خوام برم خرید کنم
 هیچ کسی چیزی نگفت ، حلال نکرد
دم رفتن کسی حرفی نمی زد
همه سکت بودن و بی سر و صدا
یه نگهبان که ما رو نگا می کرد
 زیر لب گفت ، به سلامتی کجا ؟
اشک و خندم دو تایی کنار هم
با یه لحن مهربون جواب دادن
انگاری یه عالمه کوهای سخت
از رو شهر شونه ی من ، افتادن
 این سوال مهربونو ، بی ریا
 پرسش ساده ی یه غریبه بود
کسی که اسم منم نمی دونست
زیر چشماش غمی بود ، داغ و کبود
شعرمو باید یه جور عوض کنم
یا بذارمش همینجور بمونه
ته قلبم می خوام این حقیقتو
هر کسی دوس داره شعرو ، بخونه
دم رفتن کسی گفت سفر به خیر
که واسم غریب و ناشناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
 همه ی آرزوهاشو باخته بود
بهتره اهالی رویامونو
بدون توقعی ، جواب کنیم
نباید حتی رو بهترین کسا
توی بدترین جاها ، حساب کنیم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 19:50  توسط ليلا ی اهواز |